
بخش جره _ بالاده در ميان دنباله هاي كم ارتفاع سلسله جبال زاگرس قرار گرفته كه شاخه اي از اين رشته كوه در شرق فامور از كوهمره سرخي و كوهمره نودان و شاخه اي ديگر از اين رشته كوه دشت سر مشهد را از منطقه ي دشتستان بوشهر تفكيك مي نمايد و منطقه از نظر اقليمي متنوع و حاصلخيز و با وسعت 1570 كيلو متر مربع و ظاهرا سندي كه از اين منطقه نام برده فارسنامه ناصري مي باشد كه به تفصيل اين چنين بيان مي كند : بلوك جره در اصل گره بوده و چنانچه گفته اند : (( برو از خطه ي شيراز و گشايش مطلب __ ز آنكه از زير گره دارد و از بالا بند )) گره منظور از جره بلوك جره و بند منظور از بند امير در شمال شيراز است و داراي چندين قصبه مي باشد. كه معروفترين قصبه اشفاقان كه همان جره است و باغدشت جنوب اشفاقان مزرعه نصر آباد كه حريم باغدشت از موقوفات مدرسه منصوريه شيراز است و بالاده دو فرسخ ميانه شمال و مغرب اشفاقان است.
"بالاده" در فرهنگ دهخدا :
دو فرسخ ميانه شمال ومغرب شمال اسفايقان است . (فارسنامه ناصري ). دهي است از دهستان جره بخش مرکزي شهرستان کازرون که در 54 هزارگزي جنوب خاور کازرون و برکنار راه فرعي کازرون به فراشبند در جلگه واقع است . ناحيه ايست گرمسير و داراي 501 تن سکنه ، آب آنجا از رودخانه جره و چشمه تامين ميشود. محصول عمده آن غلات و برنج و خرما و کنجد و ماش و شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 7). و رجوع به جغرافي غرب ايران ص 112 شود.
بالاده در ویکی پدیا:
جِرِه و بالاده ، بخشی در جنوب شهرستان كازرون در استان فارس. از شمال به بخشهای مركزی و خشت و كَمارَج * در شهرستان كازرون، از مشرق به بخشهای كوهْمَره و ارژن در شهرستان شیراز، از جنوب به بخش فراشبند در شهرستان فیروزآباد، و از مغرب به بخش مركزی شهرستان دشتستان (در استان بوشهر) محدود میشود و مشتمل است بر سه دهستان فامور در شمال و مشرق (به مركزیت آبادی نرگسزار)، جره در مشرق و جنوب (به مركزیت آبادی جره)، و دادین در مغرب (به مركزیت آبادی دادین علیا). مركز بخش، شهر بالاده است. دریاچه پریشان * در شمال بخش قرار دارد.
بسیاری از آبادیهای این بخش در كوهپایه و تعدادی نیز در دشت واقعاند (رجوع کنید به مركز آمار ایران، 1376 ش، ص 2ـ14). رشتهكوه زاگرس جنوبی در آن امتداد دارد. از كوههای مهم این بخش است: باهیم (مرتفعترین قله 930 ، 1 متر) در حدود 54 كیلومتری، خون (مرتفعترین قله 443 ، 1 متر) در حدود 57 كیلومتری و دادین (مرتفعترین قله 027 ، 1 متر) درحدود 33 كیلومتری جنوبشرقی شهر كازرون (جعفری، ج 1، ص 94، 241ـ242). از عوارض طبیعی آنجاست: غارهای كرعلیجان و حاجنصیر نزدیك آبادی دِهپاگاه، غار بزاره نزدیك آبادی سَرْتاوه، تَنگِ گلزار در سه كیلومتری شمال آبادی جدول تركی (در حدود 57 كیلومتری جنوبشرقی كازرون)، گردنه كَلهدون نزدیك آبادی سیسخت، گردنه جعبه نزدیك آبادی باغدشت، و تنگ گاو نزدیك آبادیای به همین نام (فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 102، ص 19، 62، 66، 113، 128، 138). این بخش دارای ذخایر نفت، و معادن قیر، نقره و سنگ گچ است (مظفریان، ص 31).
رود جِرِه و چند رود كوچك دیگر (از ریزابههای رود دالكی) در بخش جره و بالاده جریان دارند. رود جره، كه از كوههای كوهْمَرِهْ سُرخی (در بخش كوهمره) سرچشمه میگیرد، ابتدا با جهت شمالی ـ جنوبی و سپس شرقی ـ غربی، زمینهای بخش را آبیاری میكند. این رود با عبور از بخش جره و بالاده، رود شور جره نامیده میشود (جعفری، ج 2، ص 214؛ زارعی، ص 21). این بخش از گیا دارای درختان ارژن، بنه، كُنار، بوتههای گون كتیرا و گیاهانی با مصارف دارویی چون گلگاوزبان، شیرینبیان، كاسنی، شاهتره و شیرخشت است. از زیا نیز بز كوهی، قوچ، میش، آهو، روباه، شغال، گرگ، خرگوش، گراز، كبك، تیهو، مرغابی و دُرّاج در آن یافت میشود. مهمترین محصولات كشاورزی بخش، گندم، جو، برنج، انگور، سیب، نارنج، انار، نارنگی، خرما، لیمو و پرتقال است. فرشبافی با طرح قشقایی و نقشهای حوضی و خیابانی، جاجیمبافی، گلیمبافی و خورجینبافی در آنجا رواج دارد ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 102، ص 19، 40ـ42، 46، 66ـ67). راه اصلی كازرون ـ فراشبند ـ فیروزآباد از بخش جره و بالاده میگذرد. آبادیهای بخش نیز عمدتاً با راه فرعی با شهرها ارتباط دارند.
از لحاظ تقسیمات كشوری، در 1323 ش دهستانهای جره و فامور جزو شهرستان كازرون در استان هفتم (فارس) ذكر شدند (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج 2، ص 318، 320). در 1330 ش، این دو دهستان جزو بخش مركزی بودند (رزمآرا، ج 7، ص 60، 161) و در تقسیمات كشوری 1355 ش، جزو بخش حومه همین شهرستان ذكر شدند (ایران. وزارت كشور، ص 17). در اول مرداد 1366 (به موجب مصوبه شماره 110438/ ت 308) دهستانهای جره دادین و فامور، و در 14 مرداد 1368 (به موجب مصوبه شماره 49394/ ت 635) بخش جره و بالاده، مشتمل بر سه دهستان مذكور در شهرستان كازرون تشكیل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، 1382 ش ب ، ذیل «استان فارس»). در سرشماری 1375 ش، جمعیت جره و بالاده 584 ، 35 تن بوده است كه از این تعداد 837 ، 31 تن (ح 89%) روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، 1376 ش، ص 2). این بخش، قشلاق ایل قشقایی و چند طایفه مستقل است (رجوع کنید به همو، 1378 ش، ص 111؛ بیات، ص 14ـ 15؛ عبداللّه شهبازی، ص 49). اهالی بخش شیعه دوازده امامیاند و به فارسی و تركی سخن میگویند (مظفریان، ص 62).
از آثار قدیمی این بخش است: آتشكده بزرگ جره یا چهارطاق جره (ساخته شده از سنگ و گچ، به اضلاع چهارده متر) متعلق به دوره ساسانی، بر روی تپهای نزدیك شهر بالاده و مشرف بر شهر قدیمی جره كه احتمالاً معبد ساكنان آنجا بوده است (گدار و دیگران، ج 1، ص 35؛ مصطفوی، 1338 ش، ص 19؛ نیز رجوع کنید به ادامه مقاله)؛ نقش برجسته بهرام دوم به ابعاد 2*5 ر4 متر با نوشتهای به خط پهلوی؛ كتیبهای از دوره ساسانی به ابعاد 170ر2*20ر5 و ارتفاع 25 متر در آبادی سرمشهد (حدود 63 كیلومتری جنوب كازرون) كه به لحاظ اندازه بزرگترین كتیبه پهلوی دوره ساسانی است و نخستین بار در 1303 ش/ 1924 هرتسفلد آن را بررسی كرد؛ بنای سنگی گور دختر یا آرامگاه بُسْپَر به ارتفاع 45ر4 متر، متعلق به دوره هخامنشی كه شبیه آرامگاه كوروش است؛ ویرانههای شهر قدیمی خندجان نزدیك آبادی سرمشهد (علیرضا شاپور شهبازی، ص 92ـ93، 97؛ مصطفوی، 1343 ش، ص 116ـ 118؛ مظفریان، ص100ـ102؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 102، ص130ـ131)؛ آتشكده تون سبز نزدیك آبادی جره؛ آتشكده فراشبند؛ آرامگاه شیخابوالحسن در آبادی پریشان؛ قلعه دختر در آبادی پشتِ پرِسلیمان؛ قلعه امیركبیر در آبادی سَرْتاوِه؛ و امامزاده اسماعیل و امامزاده پیرعلوی در آبادی حسنآباد بالا (مصطفوی، 1343 ش، ص 114ـ115؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 102، جاهای متعدد). از میان آثار مذكور، نقش برجسته و كتیبه در 1318 ش جزو آثار ملی به ثبت رسیدند (مصطفوی، 1343 ش، ص 118).
شهر بالاده، مركز بخش، در دشتی در قسمت میانی بخش، در فاصله حدود 45 كیلومتری جنوبشرقی كازرون و در ارتفاع 730 متری قرار دارد (جعفری، ج 3، ص 156). رود جره از جنوب آن میگذرد. بالاده در راه اصلی شهرهای كازرون ـ فراشبند قرار دارد. فاصله آن در جنوب با آبادی جره حدود شش كیلومتر و با شهر فراشبند حدود 58 كیلومتر است. این شهر از راههای فرعی با آبادیهای بخش مرتبط است. آبادی قدیمی جره، واقع در ارتفاع هشتصد متری، در حدود 51 كیلومتری جنوبشرقی شهر كازرون (همان، ج 3، ص 330) با جمعیت 440 ، 1 تن (طبق سرشماری 1375 ش)، در این بخش اهمیت دارد.
پیشینه. نام جره در منابع به صورتهای گوناگون آمده است. طبری (ج 2، ص80)، یاقوت حموی (ذیل «جره»)، شیروانی (ص 199) و رزمآرا (ج 7، ص60) آن را جِرِه، و بلاذری (ص 546) و ابنحوقل (ص 269) آن را جِرّه ضبط كردهاند. نام خُرَّه، كه در منابع سدههای سوم و چهارم آمده، نیز همان جره است (رجوع کنید به حدودالعالم ، ص 136؛ ابنخرداذبه، ص 45؛ اصطخری، ص 118؛ مقدسی، ص 424). گفتهاند كه در فارسی و در میان عوام گَرّه نامیده میشود (رجوع کنید به ابنبلخی، ص 142؛ یاقوت حموی، همانجا؛ حمداللّه مستوفی، ص 127). به نوشته فسائی (ج 2، ص 1275؛ نیز رجوع کنید به مصطفوی، 1338 ش، ص 15، پانویس 1) نام صحیح آن گره است (قس شوارتس ، ص 64، پانویس 1).
جره پیش از اسلام، از مراكز مهم فارس شمرده میشد و احتمالاً به همین سبب، مِهْرنِرْسِی (قرن پنجم میلادی)، وزیر دوره ساسانیان، آتشكده بزرگ جره را در آنجا بنا كرد (رجوع کنید به طبری، همانجا)، با این حال اصطخری (همانجا) و مؤلف حدودالعالم (همانجا) بنای آتشكده جره را به دارابن دارا/ دارای اصغر، پادشاه هخامنشی، نسبت دادهاند.
در زمان خلافت عمربن خطّاب (13ـ23)، مسلمانان به فرماندهی عثمانبن ابیالعاص، این شهر را فتح كردند و اهالی آنجا ملزم به پرداخت جزیه و خراج و راهنمایی مسلمانان [ در فتح بقیه فارس ] شدند (بلاذری، همانجا). بهنوشته ابنبلخی (ص 115)، این شهر مانند كازرون قبل از سال شانزدهم هجرت فتح شده است.
در سدههای سوم و چهارم، جره را رستاق و ناحیهای وسیع، پرجمعیت، پرنعمت و گرمسیری، در كوره سابورِ فارس و از شهرهای مهم آباد و بزرگ این كوره با ساختمانهایی از گچ و سنگ، در فاصله 25 فرسخی شیراز و با مردمانی شیعهمذهب وصف كردهاند (رجوع کنید به ابنخرداذبه، همانجا؛ اصطخری، ص 112، 127، 134، 139؛ ابنحوقل، ص 268ـ269، 287ـ 288). مؤلف حدودالعالم (ص 135ـ136) از شهرك جره، و مقدسی (ص 424، 434، 456) از شهر جره واقع در دامنه كوهی در یك مرحلهای كازرون و دو مرحلهای سابور، كه نخل فراوان داشت و مركز خرما بود، یاد كردهاند. آب این شهر در این سدهها از رود جَرشیق (یا جره رجوع کنید به لسترنج ، ص 267) تأمین میشد. این رود از رستاق ماصَرَم/ ماسَرْم در هفت فرسخی شیراز سرچشمه میگرفت و به ترتیب رستاقهای مُشْجان، جره و داذین (دادین) را آبیاری میكرد. بر روی این رود، میان رستاقهای مشجان و جره، پل سنگی سَبوك احداث شده بود (اصطخری، ص120ـ121؛ ابنحوقل، ص 276؛ ابنبلخی، ص 151).
در سده ششم به گزارش ابنبلخی (ص 142ـ143، 163)، جره مسجدجامع و منبر داشت، خرما و غله از محصولات آنجا بود و مردمش جنگجو بودند. فاصله جره تا شیراز شانزده فرسنگ و سه منزل بود و مورجَرّه از اعمال جره بهشمار میرفت.
در سده هشتم، حمداللّه مستوفی (ص 136) با اشاره به برخی مطالب پیشینیان، از مرغزاری مشهور به نرگس، در نزدیكی جره خبر داده و در سده بعد، حافظ ابرو (ج 2، ص 132) آنجا را شهركی كوچك خوانده است.
در نیمه دوم سده دوازدهم/ هجدهم، كارستن نیبور، مستشرق آلمانی، از آنجا دیدن كرد. وی جره را دِهی جدید در محل تلاقی رود جره و یك رود كوچك دیگر، در فاصله هشت ساعتی از كازرون وصف كرده و در باره قلعه جدیدالاحداث نزدیك جره، جره قدیمی واقع در فاصله یك ساعتی از جره جدید كه زمانی مقر بیگلربیگی بود، آبادیهای تابع جره، مزارعآباد و قناتهای آنجا و نیز از منازعه كریمخان زند و خانهای محلی میان جره و كازرون مطالبی آورده است (رجوع کنید به ص 59 60). در سده سیزدهم، جره بلوكی از فارس با هوایی گرم وصف شده است (رجوع کنید به شیروانی، همانجا). در اواخر این سده و در دوره ناصرالدینشاه قاجار (حك : 1264ـ1313)، فسائی (ج 2، ص 1276، 1581، 1616ـ 1618) نوشته است كه این بلوك به طول هفت و عرض شش فرسخ با 23 قریه آباد و خانههایی از خشت و گل در كنار بلوكات كوهمره، فامور و نواحی كازرون و بلوك فراشبند قرار داشت و قشلاق ایل قشقایی و طوایفی مانند سُقُلْمِهچی و بَكَكی به شمار میرفت. همچنین این بلوك خوك فراوان داشت، بز، پازن، قوچ، میش كوهی، كبك، تیهو و دراج در آن شكار میشد و در آنجا گندم، جو، پنبه، كنجد و شلتوك كشت میگردید. ضابطی آنجا را خانهای قشقایی برعهده داشتند و مركز بلوك، آبادی اَشْفایقان (نام دیگر آبادی جره رجوع کنید به مصطفوی، 1343 ش، ص 112) بود. تقریباً در همین زمان، اعتمادالسلطنه (ج 4، ص 2192ـ2193) بلوك جره را دارای شانزده قریه بیست تا صد خانواری، واقع در میان جنوب و مغرب شیراز و از مغرب متصل به اراضی كازرون و دارای مرغزاری مملو از گل نرگس در زمستان وصف كرده و ضمن اشاره به محصولات و شكار آنجا، گفته كه كمتر قریه آن بدون مسجد است.
در 1329 بلوك جره به مركزیت آبادی اشفایقان، مشتمل بر 23 آبادی و پنج هزارتن جمعیت، در كنار بلوكات فامور، كازرون، كوهمره و فراشبند قرار داشت (دومورنیی ، ص 96). در اوایل دوره پهلوی (ح 1309ـ1310 ش)، جره ناحیهای با پنجهزار تن و فامور با 200 ، 1 تن جمعیت در كازرون ذكر شدهاند (كیهان، ج 2، ص 229ـ230). در 1330 ش، جره دهستانی با 27 آبادی بزرگ و كوچك، از جمله سِریزجان، سرمشهد، بالاده، ایلان و جدول تركی بود و آبادی جره مركز آن بهشمار میرفت (رزمآرا، ج 7، ص60). در 1341ـ1342 ش، قیام عشایری در كوهمره، به این نواحی نیز كشیده شد (رجوع کنید به عبداللّه شهبازی، ص 274ـ275).
منابع: ابنبلخی؛ ابنحوقل؛ ابنخرداذبه؛ اصطخری؛ اعتمادالسلطنه؛ ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران ، تهران 1355 ش؛ ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافیا و اسامی دهات كشور ، ج 2، تهران 1329 ش؛ ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران 1382 ش الف ؛ همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران 1382 ش ب ؛ بلاذری (بیروت)؛ كاوه بیات، شورش عشایری فارس: 1309ـ1307 ه. ش .، تهران 1365 ش؛ عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران 1368ـ1379 ش؛ عبداللّهبن لطفاللّه حافظابرو، جغرافیای حافظابرو ، ج 2، چاپ صادق سجادی، تهران 1378 ش؛ حدودالعالم ؛ حمداللّه مستوفی، نزهة القلوب ؛ گوستاو دومورنیی، عشایر فارس: اصلاحات اداری ، ترجمه جلالالدین رفیعفر، تهران 1375 ش؛ رزمآرا؛ محمد زارعی، سیمای كازرون: گلزار فضیلت،[ بیجا ]: ابرار، 1375 ش؛ پاول شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس ، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران 1372 ش؛ عبداللّه شهبازی، ایل ناشناخته: پژوهشی در كوهنشینان سرخی فارس ، تهران 1366 ش؛ علیرضا شاپور شهبازی، «گور دختر»، باستانشناسی و هنر ایران ، ش 9 و 10 (زمستان 1351)؛ زینالعابدینبن اسكندر شیروانی، بستان السیاحه، یا، سیاحتنامه ، چاپ سنگی تهران 1315، چاپ افست [ بیتا. ]؛ طبری، تاریخ (بیروت)؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج 102: كازرون ، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، 1362 ش؛ حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران 1367 ش؛ مسعود كیهان، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران 1310ـ 1311 ش؛ آندره گدار و دیگران، آثار ایران ، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدّم، مشهد 1365ـ 1368 ش؛ مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده 1377: جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور ، تهران 1378 ش؛ همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375: شناسنامه آبادیهای كشور، استان فارس، شهرستان كازرون ، تهران 1376 ش؛ محمدتقی مصطفوی، اقلیم پارس ، تهران 1343 ش؛ همو، «اهمیت تاریخی جره در سرزمین فارس»، مجله باستانشناسی ، ش 3 و 4 (پاییز و زمستان 1338)؛ منوچهر مظفریان، كازرون در آیینه فرهنگ ایران، شیراز 1373 ش؛ مقدسی؛ نقشه راهنمای استان فارس، مقیاس 000 ، 000 ، 1:1، تهران: گیتاشناسی،[ بیتا. ]؛ كارستن نیبور، سفرنامه كارستن نیبور ، ترجمه پرویز رجبی، ] تهران [ 1354 ش؛ یاقوت حموی؛
نـــژاد مردم بالاده:
نژاد مردم شهربالاده، همانندمردم جنوب ايران ، از نژاد پارسه يا ( پاراسواش) شعبه اي از نژاد آرياست كه تقريبا 3 هزار سال پبش از ميلاد از ناحیه جنوب دریاچه ارومیه به ايران و فارس آمده اند . مردم بالاده تا اندازه زيادي اصالت نژاد خود را حفظ كرده اند ، زيرا وقتي در ميان رعاياي بالاده گردش مي كنيم و صفات و عادات آنان را مورد دقت قرار مي دهيم ، قرابت و نزديكي زيادي با نژاد آريائي قديم در آنان مي بينيم .(از جمله ابروان به هم پیوسته لب نازک زنخدان در چانه چانه کوچک که پایین تر از آرواره های بالائیست سینه هاپهن ساختار اسکلتی متناسب رنگ چهره سرخ وسفیدکه گاها گندمگون مینماید) واژه هاي محلي و آداب و رسومي كه نسل به نسل حفظ كرده اند نشانگر اين واقعيت مي باشد .
موقعيت جغرافيايي:
بخش جره _ بالاده در شرق و جنوب شرقي شهرستان كازرون واقع و بر روي طول جغرافيايي 38/51 قرار گرفته و در عرض 37/29 و ارتفاع آن از سطح دريا 820 متر مي باشد كه حدود اربعه آن عبارتند از: از شمال: به كوهمره نودان و شهرستان كازرون و شرقا: به كوههاي سر به فلك كشيده كوهمره سرخي از شهرستان شيراز از جنوب : به شهرستان فراشبند از توابع فيروز آباد . از غرب : به بخش تنگ ارم دشتستان استان بوشهر و قسمتي از بخش خشت و كنار تخته محدود مي باشد.
اين بخش داراي 92 پارچه ده و دهكده كه جمعيتي بالغ بر 45000 نفر و خانوار مي باشد كه از
اين تعداد 5500 نفر در مركز بخش سكونت دارند .
از نظر تقسيمات به 3 دهستان به نامهاي دهستان جره فامور و دادين تقسيم مي شود
كه روستاهاي دهستان جره عبارتند از:
جره _ جدول تركي _ تل ابيض _ بيكوه _ تل گاو _ زرين كويه _ ايلان _ قصر علي ـ بيد كان _ تل بيدكان _ حسن آباد سفلي _ حسن آباد عليا _ خرمزار _ گيخ _جواليقان _ كانرود _ نرگسي ـ شيب تنگ _ گود گاه _ سه بيس _ سيريزجان _ ابوالحسني _ شاملو _ پريزاد لو _ بلبلك ـ بيد زرد _ كتخفر ـاسد آباد _ باغدشت _ محمد آباد _ بلوچ _ بكك _ رباطك _ والي آباد _ وليد آباد _ آبكنارو و آب نيك
روستاهاي دهستان دادين عبارتند از :
_ شاه منظر _ مركزي _ سراب خشك _ اولاد چلكو _ علي آباد موصلو _ كنار مكتب ـ ياندرانلو _ حشمت آباد _ يوسف آباد _ خانقلي آباد _ رضا آباد _ جواد آباد _ عرب دادين _ رود بال _ لته كوه _ سه تلان
سر مشهد _ تل سامان و حسين آباد
روستاهاي دهستان فامور عبارتند از :
ملا اره _ كنار خشك _ نرگس زار _ قلعه نارنجي _ عرب فامور _ سي سختي _ قلعه ميرزايي قلات نيلو _ هلك _ پريشان _ ده پاگاه _ مهبودي عليا _ مهبودي سفلي _ اسلام آباد جروق _ تنگ گاو _ درونك _ سرطاوه كشاورزي_ كوشك باقري _ بيخك.
تقريبا يك سوم از جمعيت اين بخش عشايري و مابقي روستايي و ساكن مي باشند . تكلم اين ديار به زبانهاي فارسي محلي _ تركي _ عربي و كوهمره اي مي باشد و كلا منطقه را سلسله كوههاي زاگرس محصور نموده است و چند رشته كوه اين دهستانها را از هم تفكيك مي نمايد كه اين عوامل طبيعي باعث تغييرات و دگر گوني هايي در آب و هواي منطقه شده به طوري كه دهستان دادين داراي آب فراوان و چشمه ساران و زمينهاي حاصلخيز و قسمتي از اين دهستان به نام سر مشهد كه داراي زمين هاي مسطح و مراتع فراوان اما فاقد آب كه كشاورزي در آن بصورت ديم مي باشد اين محل قشلاق عشاير مي باشد و دهستان جره داراي رود خانه اي بزرگ و زمين هاي حاصلخيز و باغات فراوان و آب. رود خانه ي جره به دالكي مي ريزد و از آنجا به خليج فارس جريان مي يابد و دهستان فامور به علت دارا بودن درياچه ي شيرين پريشان كه يكي از موهبات الهي مي باشد داراي طبيعتي زيبا و منطقه اي توريستي و زمينهاي حاصلخيز كه اكثرا به وسيله ي حفر چاه و تلمبه آبياري مي گردند و قسمتي از اين دهستان معروف به جروق كه مردم با اراده و سختكوش كه به لهجه ي خود ( كوهمره اي ) صحبت مي كنند و داراي ييلاقي خوش آب و هوا مي باشند كوههاي بخش جره و بالاده و جنگل هاي پراكنده همچون درخت سدر (كنار) كه به وفور يافت مي شود و بادام تلخ و پسته ي كوهي ( بن كولخونگ) پوشانده است.
سيماي اقتصادي :
1: كشاورزي: سه دهستان به علت شرايت آب و هوايي و سيستم خاك آنها داراي كشاورزي متفاوتي مي باشند. الف ) دهستان جره: كه در مركز بخش واقع گرديده و به علت آب جاري كه از رودخانه اي كه از وسط دهستان مي گذرد داراي زمين هاي مناسب براي كشت گندم_ جو_ پياز _ سيب زميني – كه عمده ترين محصولات آن پياز و سيب زميني است كه سالانه مقدار قابل توجهي از آن صادر مي شود . ب ) دهستان داد ين: به علت چشمه سار هاي فراوان و زمين هاي حاصلخيز براي كشت شلتوك (برنج كاري) مناسب و علاوه بر اين گندم – جو - خيار سبز _ كدو _ بادمجان _ و سيب زميني هم كشت مي شود و بخشي از اين منطقه به نام سر مشهد به علت عدم وجود آب كافي به صورت ديم كشت و زرع مي نمايند. ج ) دهستان فامور: اكثرا به علت وجود درياچه پريشان در آن مبادرت به حفر چاه و احداث تلمبه نموده اند و بيشتر كشاورزي آنها عبارتند از : خيار سبز _ سبزيجات _ گوجه فرنگي _ فلفل سبز. ماهي گيري يكي ديگر از منابع درآمد ساكنان آن مي باشد . 2 دامداري و دامپروري : اين بخش به علت وجود كوهستان هاي سرسبز و مراتع فراوان خدادادي و دشت و به دليل بارش نسبتا كافي در طول سال در اين ناحيه مراتع قابل توجهي بخصوص اواخر زمستان و اوايل بهار توجه عشاير را به طرف خود جلب مي كند و دامداري به صورت سنتي اداره مي شود و مطابق آمار ارائه شده در اين بخش حدود 500 هزار بز و گوسفند و حدود 20 هزار راس گاو كه تقريبا سالانه حدود 20 هزار تن گوشت قرمز توليد مي كنند و براي مردم منطقه در آمد نسبتا خوبي مي باشد 3 ) باغات:از آنجائيكه پيامبر اكرم (ص) و ائمه ي اطهار به خصوص حضرت علي (ع) علاقه ي شديدي به كاشت خرما داشته و هم در آيات و روايات هم سفارش بسيار شده مردم منطقه به تبعيت از بزرگان دين مبادرت به كاشت نخل نموده اند كه خرماي منطقه به خصوص روستاي جدول تركي از شهرت خاصي برخوردار است و زبان زد خاص وعام است و مي توان ادعا كرد كه بهترين خرما در ايران مي باشد و به طور كلي جهت سوغات خريداري شده و به سراسر ايران و حتي خارج فرستاده مي شود . صنايع دستي : زنان عشاير منطقه با آن تبحر و زبر دستي هم دوش مردان خود جهت تامين نيازهاي زندگي خود به كارهاي سختي همچون قالي بافي _ جاجيم بافي _ گليم بافي مبادرت مي ورزند كه هم صادر مي شود و هم شهرت جهاني دارد . سيماي فرهنگي :اقدام براي با سواد كردن فرزندان اين ديار محروم و مظلوم به دلايل موقعيت خاص جغرافيايي روستاها و عشاير و عدم وجود امكانات آموزشي و سياستهاي غلط رژيم ستم شاهي كه قصد انزوا و كشاندن روستائيان و عشاير و عظيمت آنها به گوشه ي شهر ها و اجراي سياستهاي مصرفي اربابان خود داراي سابقه ي طولاني مي باشند اگر چه كساني بودند كه داراي مكنت مالي و معنوي بودند و براي با سواد شدن فرزندان خود چه از طريق دعوت از ملا هاي با سواد از مناطق ديگر و يا فرستادن فرزندان خود به مكتب خانه و يا اعزام آنان به شهر ها از هيچ كوششي دريغ نمي كردند اما بايد اذعان نمود كه خستين روزنه هاي علم و دانش باعزام معلمان عشايري وبر افراشته شدن چادر هاي سفيد به نام مدرسه عشايري گشوده شدند.
اما آن هم گره گشاي مشكلات آموزشي در همه ي مقاطع تحصيلي نبود بطوري كه اكثريت فرزندان روستاها و عشاير فقط تا پايان دوره ي ابتدايي تحصيل مي كردند اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري زعيم عاليقدر امام خميني (ره) مشكلات آموزشي اين خطه همچون ساير مناطق كشور تا حدودي مرتفع گرديد تا جايي كه در سال تحصيلي 61_ 60 جهت هدايت و پيشرفت آموزش و پرورشي نمايندگي اداره در مركز بخش داير گرديد و به مدت 10 سال به فعاليت خود ادامه داد كه با افزايش جمعيت دانش آموزي و توجه بيدريغ مسئولين دلسوز و خدمتگزاران مخلص در سال 71_ 70 آموزش و پرورش اين منطقه از شهرستان كازرون جدا شد و به صورت مستقل هدايت بيش از 11 هزار نفر از فرزندان اين ديار محروم را در همه ي مقاطع تحصيلي بر عهده گرفت و با عنايت ويژه ي مسئولان آموزش و پرورش منطقه هر روز شاهد امكانات آموزشي مناسبي در اكثر روستاهاي دور افتاده هستيم و با گسترش امكانات آموزشي عده ي كثيري از جوانان كه تحصيلات متوسطه خود را به پايان رسانده اند به مراكز عاليه راه يافته اند تعداد قابل ملاحظه اي هم تحصيلات عاليه را طي كرده اند و به زاد گاه خود بازگشته اند و هر كدام به نحوي در رفع مشكلات كشور و منطقه مي كوشند كه حتي به سطح وزارت هم راه يافته اند و پزشكان _ مهندسان _ دبيران _ معلمان _ جهاد گران _ پاسداران _ كارمندان مختلف اين منطقه خود گواهي است بر اين مدعا كه الحمد الله ميرود كه منطقه از نيروي انساني به خد كفايي برسد.
اماكن متبركه :
امام زاده ها و آثار و ابنيه ي تاريخي چندي در جره و بالاده وجود دارد كه هر كدام براي خود افسانه ها و حكايتهايي از گذشته ي تاريخ اسلامي و باستا ني دارند كه تعدادي از آنها به شرح زير مي باشد: 1-امام زاده سيد كمال الدين كه در قسمت غربي شهر بالاده قرار دارد كه گلزار شهداي عزيز مركز بخش در جوار آن قرار دارد 2- امام زاده پير علوي واقع در شرق روستاي جره مي باشد كه مورد احترام اهالي منطقه مي باشد و طبق اظهار بعضي از زائران افراد مريض را شفا و حاجتشان را روا داشته است . 3- امامزاده سيد حسين در جنوب غربي روستاي ابو الحسني واقع گرديده است .4- شاهزاده محمد واقع در شرق روستاي جواليقان و امامزاده سيد محمد در روستاي سر مشهد .
رودخانه جره:
اين رودخانه از ارتفاعات كوهمره سرخي سرچشمه گرفته و بعد از مشروب نمودن اراضي جره به طرف غرب متمايل مي شود و وارد منطقه كوهستاني مي گردد . اين رودخانه پس از عبوراز شرق كتل « ملو» و پل دالكي از شهرستان كازرون خارج مي گردد و به رود دالكي معروف مي شود و در سعدآباد شبانكاره (استان بوشهر) به رودخانه شاپور متصل مي شود و به خليج فارس ميريزد .
نرگس زارهاي بالاده:
اطراف بالاده مملو است از گل هاي نرگس و نرگس زارهاي متعدد. گل هاي نرگس بالاده از طراوت و مرغوبيت خاصي برخوردار است كه گونه هاي متعددي همچون نرگس شش پر، شهلا و معمولي را شامل مي شود كه از ميان آنها نرگس شهلا به جهت داشتن زيبايي و بوي ويژه مشهور است. بخش اعظم نرگس زارهاي ۲۵هكتاري در منطقه « جره » ، « بلبك » ، « سرمشهد» ، « فامور» كه همگي در بخش جره و بالاده قرار دارد.اين گياه پيازدار با ارتفاع بين ۳۰ تا ۴۵سانتي متر و با گل هاي ۳ تا ۸ تايي در فصل زمستان به گل مي نشيند حدود گل دهي نرگس هاي بالاده ۴۵ روز يعني از اوايل دي ماه تا اواسط بهمن ماه مي باشد. نرگس هاي بالاده به خاطر مرغوبيت زياد خواهان زيادي دارد و به شهرهاي اصفهان ، تهران، حاشيه هاي جنوبي خليج فارس و ... صادر مي شود. اخيراً به همت اداره منابع طبيعي كازرون سطح زير كشت نرگس هاي بالاده به چهار برابر افزايش يافته و اميد مي رود كه با آغاز به كار تعاوني نرگس داران كازرون به توسعه كمي و كيفي بهتر و بيشتري بيانجامد.
درياچه پريشان ( فامور):
اين درياچه كه به زبان محلي « پيرشون » ناميده مي شود در فاصله ۱۵كيلومتري غرب شهر بالاده واقع شده كه آبهاي سطحي حاصل از ريزش هاي جوي حوضه اي به مساحت ۲۶۳كيلومتر مربع را در خود ذخيره مي كند . آب اين درياچه از صدها چشمه كوچك و بزرگ مناطق دشت ارژن و دشت فامور فراهم مي شود. از مساحت فوق ۱۴۷ كيلومتر مربع دشتها و ۱۱۶ كيلومتر مربع مساحت كوه و كوهپايه هاست . چشمه هاي زيادي در كف درياچه وجود دارند كه خود منبع آب درياچه است .
اين درياچه زيستگاه گونه هاي نايابي از پرندگان و آبزياني چون درنا، پليكان، فلامينگو، غاز، اردك، چنگر و... است. پريشان تنها درياچه آب شيرين فلات ايران است كه عمق آب آن از ۵/۳ تا ۵ متر گزارش شده است. ويژگي هاي مهم اين درياچه نه به خاطر داشتن ماهيان خوش طعم و آب شيرين آن است بلكه از نظر اكوسيستمي بسيار مهم و با اهميت تلقي مي شود به طوري كه ۳۵۳ نوع پرنده بومي و غيربومي را در خود جاي مي دهد. پرندگان غيربومي و مهاجر اين درياچه از راههاي بسيار دور يعني از سيبري، كانادا و دانمارك، كيلومترها راه را طي كرده به آنجا مي آيند و پس از گذران فصلي، دوباره به محل زندگي اوليه خود باز مي گردند.
چشمه های دادین :
این چشمه ها در 50 کیلومتری جنوب شهر کازرون و در بخش جره و بالاده و در ابتدای مسیر جاده دادین به سر مشهد ( 5 کیلومتر) و مسیر جاده شاهی روزگار باستان، دهستان دادین واقع گردیده است. چشمه های مذکور با تالابی زیبا وچشم اندازی زیباتر دارای قابلیت های بسیار زیادی برای تبدیل شدن به یک منطقه گردشگری است و در حال حاضر سالانه پذیرایی تعداد زیادی گردشگران می باشد. این منطقه از یک چشمه اصلی و تعداد زیادی چشمه کوچک تشکیل شده است.
آثار تاريخي :
آثار تاريخي چندي در منطقه وجود دارد كه مهمتر از همه يكي از آثار باستاني آتشكده بهرام كور از دوره ي ساسانيان معروف به چهار طاق است و همجوار با آن تپه اي است در وسط رودخانه معروف به تل منظري ( منطر بانو دختر يا همسر بهرام بوده است) در شرق بالاده قرار دارد و آثار تاريخي گل اندام كه متعلق به زمان بهرام گور در غرب روستاي تل گاو و هفت خان واقع در روستاي گيخ و قلعه بيگي در روستاي نرگسزار متعلق به قبل از دوره ي ساسانيان و نقش بهرام دوم در دامنه ي كوهي واقع در روستاي سر مشهد حك گرديده است
آتشكده بالاده(چهارطاق):چهار طاقيِ بزرگِ "گره" يا "جره" در بيرون شهر بالا ده واقع است. اين بنا از سنگ و ملات گچ ساخته شده و ارتفاع آن 14 متر است.
این بنای زیبا و عظیم مربوط به زمان ساسانی می باشد که در بخش جره و بالاده و در فاصله 50 کیلومتری از کازرون به طرف جاده کازرون به فراشبند واقع گردیده است. این چهار طاقی بیرون شهر بالاده در جانب شمالی شرقی آن و بر فراز بلندی مشرف به رودخانه جره ساخته شده و مواد و مصالح آن از سنگ و ملاط گچ می باشد. احتمالاً این بنا با ارتقاع 14 متر یکی از چهار آتشکده ایی بزرگی است که توسط مهرنرسی وزیر بزرگ بهرام پنجم پادشاه ساسانی در بين كازرون تا فراشبندساخته شده و تا امروز همچنان پا برجاست. از این بنا بعنوان مکانی برای نگهداری آتش مقدس ( یکی از چهارعنصر مقدس ایران باستان) استفاده می نموده اند .به نظرمي رسد كه در قديم اطراف اين چهار طاقي شهري وجود داشت

آتشكده بالاده (چهارطاق)
عکس از: امین جعفری

بقعه متبركه امامزاده سيد كمال الدين (ع)

نقش بهرام دوم در ارتفاعات سرمشهد
عکس از اسماعیل صنفی آزاد

گوشه اي از عزاداري ايام محرم در بالاده
عکس از حسین ملک زاده

بناي سنگي گوردختر (واقع در بزپر يا بسپر)

فرسايش زمين در منطقه بالاده
عکس از جلال واعظی

مزارع گندم
عکس از جلال واعظی

جوي آب بين مزارع
عکس از جلال واعظی

آبشار طوف در مسير بلبلك
عکس از جلال واعظی

زندگي عشاير در منطقه

نخلستانهاي بالاده
عکس از جلال واعظی

دامپروري در بالاده
عکس از جلال واعظی

چشمه در منطقه دادين
عکس از جلال واعظی

پوشش درختی منطقه دادین
عکس از جلال واعظی

نرگس زاربلبلك
عکس از جلال واعظی
طبيعت مسير جاده کازرون - بالاده
عکس از آقای كورش پارسيان

نمايي از درياچه پريشان
توجه: این مطالب از سایتها و وبلاگهای دیگر دوستان و نیز کمی تحقیق اخذشده است .خواهشمند است چنانچه مطلبی را برای ارائه دارید حتما به من ایمیل بزنید تا با نام خودتون تو وبلاگ قرار بدم.
ممنون از همه شما همشهریهای با مرام